سلام مهربان ,;'*_*',,Hi My MeLLoW

سلام من به خورشید و ستاره *سلام من به قلبی پاره پاره *سلام من به تو ای مهربان دوست *ببین عشقم چه زیبا و چه نیکوست *سلام من به هر چیزی که خوب است *به خورشیدی *به خورشیدی که هنگام غروب است

+ من دوباره بر میگردم!

انقده دوس داشتم تایپم مثل نوشتن با خودکار بود هوارتا مینوشتم ولی چه میشه کرد! راستش نمیدونم چرا این روزا اصلا حوصله نوشتن ندارم ولی حالم خیلی بهتر از قبله   شاید با دنیای واقعی این روزا بیشتر از دنیای مجازی حال میکنم البته چند تا از دوستان هستند که هر روز سر میزنم بهشون ولی بازم چون حوصله تایپ ندارم کامنت نمیدم  پس نگرانم نباشید  حالم خوبه خوبه و دچار هیچ نوع بیماری روحی روانی نمیباشم و هر خبری در این مورد رو تکذیب میکنم! احتمالا در آینده نه چندان دور خاطرات دوران دانشجوییم رو بنویسم  نمیدونم شاید مجبور شدم بدم بیرون تایپ کنن! ولی مطمئنم جالب میشه  کلی خاطره های شیرین و تلخ و تجربه هایی که شاید به درد خیلی ها بخوره.
چند روز پیشم عروسی پسر خالم بود ، خیلی خوش گذشت ، چرا؟! چرا نداره که! چون همش رو پیچوندم و اصلا هیشکی موفق به رقصوندن من نشد. من که نمیتونم بفهمم این چه سیستمیه که ما میرقصیم دخترا نیگا میکنن ولی اونا میرقصن ما نباید ببینیم؟! والا بللا همه جا حقوق انسانی ما رو نا دیده میگیرن  بگذریم ولی این این چند روزه همش جایه جشن و عروسی به گردش و پیک نیک و مهم تر از همه با قلیون سپری شد، این آخریا که قلیون رو آورده بودیم تو ماشین میکشیدیم! امروز برگشتنیم کل سره رانندگی گذاشته بودیم  هیشکی نفهمید ولی من یکی کم آورده بودم ! رو 120 تا سرعت انقد ماشینارو چسبوندیم به هم که آینه ها خوردن به همدیگه! نصف راه رو هم با چراغ خاموش اومدیم ، من مونده بودم این ملت معمولیشون اینه احیانا اگه جای دلستر چیز دیگه خورده بودن چی میشد؟!  احتمالا چند روز دیگه ما رو با صورتای شطرنجی شبکه 3 نشون میده!  نمیدونم چراخوابم نمیاد، فک کنم کم کم باید یه فکری به حال این دوران مجردی بکنم! الان به شدت احساس میکنم یکی رو میخوام تا صبح حرف بزنم و مخش رو سالاد کنم! این ایرانسل لعنتی هم که طرحای رایگانش رو جمع کرد و جمیعا بیچارمون نمود.یه زمانی 0913 رو میگفتیم نهصدو شرمنده حالا همونم قطع شد، ما موندیم و این 0935   راستی منتظرخاطراتم باشید  فعلا با ای  ;)

: امین ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۳ شهریور ۱۳۸٧