سلام مهربان ,;'*_*',,Hi My MeLLoW

سلام من به خورشید و ستاره *سلام من به قلبی پاره پاره *سلام من به تو ای مهربان دوست *ببین عشقم چه زیبا و چه نیکوست *سلام من به هر چیزی که خوب است *به خورشیدی *به خورشیدی که هنگام غروب است

+ توصیه هایی مهم به دختر خانومای عزیزایرانی

توصیه هایی مهم به دختر خانومای عزیزایرانی: (از یه سایت فیل تری!)
رو راست بگم ، اکثر زنهای ایرانی فقط بلدند حرف بزنند و غر بزنند و نق!!


 ولی یکیشون یک سانت حاضر نیست از جاش تکون بخوره! ما دو گروه زن داریم، یک گروه که از جاشون تکون نمی خورن واسه اینکه ته قلبشون از وضعیت موجود راضی هستند! من با اینها کاری ندارم و براشون آرزوی خوشبختی میکنم! اما گروه دوم زنانی هستند که سهم بیشتری را طلب میکنند ولی اینها هم تکون نمی خورند چون از تغییر شرایط میترسند! فکر میکنند ممکنه همین شرایط رو هم از دست بدهند! شما در عمل می پذیرین که نسل دوم هستید!شما حقوقی رو به آقایون طی سالها دادید و اینقدر این کار رو ادامه دادید که اونها دیگه الان فکر میکنن این حقوق اصلاً مال اونهاست!باور کنین شما خودتون هم مرض دارین! شما خودتون رو در پس پرده قرار میدین و میذارین براتون تصمیم بگیرن، اسمش رو هم میذارین نجابت! احترام! گند زدین دیگه.شما دارین واسه دیگران زندگی میکنین.بخدا خفه شدم بستکه گفتم شماها خودتون نیستین! شما به پدرها و مادرهاتون اجازه میدین براتون نقش تعیین کنند! درحالیکه باید بهشون احترام بذارین، باهاشون همفکری کنین ولی تصمیم آخر با شما باشه.شما طبق نظر اونها دارین با طرز فکر صد سال پیش حرکت میکنین و فکرم میکنین مدرن شدین!از نظر اونها دختری برای ازدواج خوبه که با هیچ پسری رابطه نداشته باشه! یه آدم کور بیسواد که باید تو خونه شوهر چیز یاد بگیره! یعنی انتهای اصل برده داری.شما رو از تو الکل در بیارن تحویل یه نفر بدن و ازش بخوان که شما رو خوشبخت کنه! یه دانشجوی تلنگ در رفته که افتخارش اینه با 4 تا دختر تو کافی شاپ بوده و یه بار هم رفته سینما!! بعد هم پدر و مادرتون یه خروار آت و آشغال به اسم جهیزیه براتون میگیرن و خانواده پسره هم مثلاً وضعشون کویته! یه خونه واسه پسرشون میخرن و بهش میدن! میگن بفرمایید آقا و خانم قناری!توش زندگی کنین! خفه هم بشین ، این یعنی زندگی!!پسره فقط میدونه باید کار کنه تا خرج خونه رو بده و زن بهش دادن که شبها یه اسباب بازی دستش باشه!مهم هم اینه که کسی به اسباب بازیش نگاه چپ نکنه! دختره رو هم تو گوشش خوندن که خانمی یعنی اینکه مثل گوسفند سرت پایین باشه و به همه چیز راضی باشی و هرچی شوهرت میگه بگی چشم! کارهاش رو بکنی و خدا رو هزار مرتبه شکر کنی که یه سقف بالا سرتون دارین! روزی هزار بار خودت رو گول بزنی که زندگی یعنی همین و همه دارن اینجوری زندگی میکنن!همه خواسته های روحی و جسمیت رو بکشی و منتظر لحظه ای باشی که آقاهه می خواد با اسباب بازیش بازی کنه تا شاید اون موقع یه نگاهی بهتون بندازه و دستی به زخمهای روحیتون بکشه ، اونهم تا قبل از اینکه خودش رو خراب کنه!حرف هم نباید بزنی چون والدینتون براتون زندگی فراهم کردن و اگر بشنوند شما چشم دریده ها نق میزنین انگ هرزگی بهتون میزنن تا شدیداً سرکوب بشین که دیگه یاد نگیرین حقی رو طلب کنین! یه مدل دیگش هم هست.مادرانی که تمام حسرتهای جونیشون رو نمی خوان به فرزنداشون منتقل کنن و بدون هیچ اصولی اونها رها میکنن تا آزاد باشند!دخترانی که افتخارشون اینه که ماشین فلان مدله باباشون رو سوار میشن و انتهای با کلاسی هستن چون چهارتا کلمه انگلیسی لای حرفاشون بلغور میکنن، فکر نمیکنین دچار پوسیدگی شدین؟! از اون طرف عین آدمهای کور با فرهنگ منحط صد سال پیش باباهاتون ازدواج میکنین!بغیر از افاده نه شما چیزی بلدین و نه همسرتون! فکر میکنین موفق میشین؟زندگیتون به یه تف بنده، واسه جلوگیری از این هم شرایط رو سخت میکنین! عین آدمهای بی ارزش خودتون رو با مهریه های سنگین در معرض خرید و فروش قرار میدین!آخه مهریه سنگین عامل استحکام ازدواجه؟! شما حاضرین با مردی که بهتون علاقه نداره و فقط بصرف مهریه سنگین باهاتونه زندگی کنین؟؟ اگه اینکارو هم میکنین باید بگم خیلی خرین!!دیوار بلند بی اعتمادی رو با پول میخواین خراب کنین؟؟ چند هزار سکه طلا میذارین پشت قبالتون آخرش هم یه پاپاسی گیرتون نمی یاد!!خنده دار نیست خدا وکیلی؟…
حالا چه باید بکنید
1 -بار علمی خودتون رو بالا ببرید در جهت صحیح.این چیزی نیست که من یادتون بدم.خودتون باید بفهمین تا ارزش واقعی پیدا کنین.اونوقت میشه گفت که اینقدر شایسته هستید که باید براتون کاری کرد.
2-باید برای خروج از طوق اسارت مهریه سبکی رو در نظر بگیرین که قابل پرداخت باشه آنهم فقط واسه اینکه بتونین در یه شرایط اضطراری خودتون رو جمع و جور کنین و دنیا رو سرتون خراب نشه.
3-به جای این راه حلهای مسخره والدینتون یه بند به قباله ازدواجتون اضافه کنین.در صورت عدم تفاهم ، شما هم حق طلاق خواهید داشت.مردی که شما رو واقعاً دوست داره باید این حق رو بپذیره.هر خواستگاری هم که غرغر کرد بلافاصله بندازینش بیرون! چون مردی که حاضر به پذیرفتن این شرط نیست فردی میباشد که از قدرت خودش در خوشبخت کردن شما مطمئن نیست و مسلماً یک چنین فرد متزلزلی بدرد شما نمیخوره.در صورت رعایت این مسئله دیگه مرد خیالش جمع نیست که هر غلطی بکنه شما مجبورین بسوزین و ازش ترحم گدایی کنید.خودش رو جمع و جور میکنه و حساب کار دستش میاد که قبول مسؤلیت خوشبختی یه نفر بچه بازی نیست….

: امین ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱٦ شهریور ۱۳۸٧