تابستان

تابستان
 انعکاس سرخ گیلاس و سبزی سایه بود
 انعکاس هفت سنگ و تب بعد از ظهر
 به کنار هر گلی که می رسیدم
 می خواستم تمام پروانه های جهان را خبر کنم
 بر شاخه ها می نشستم
و سرود سبز سوت و سکوت را
 برای جوجه های کوچک گنجشک می خواندم
 تا مادر بزرگ بیاید
 و از بیم سقوط و سستی شاخه بگوید
 تابستان کودکی ام تنها
 با گیلاس سرخ باغ و مهر مادربزرگ
معنا می گرفت
وقتی که می خندید

/ 6 نظر / 14 بازدید
....!

و تابستان حالات چی ؟ با اشک آبی ، دانشگاه و خشم استاد[نیشخند]

غزل

چه قدر خوب تابستون رو توصیف کرده منم رفتم به اون دوران

فانوس

چه تابستون پرباری[دست] ولی تازگیا میگن گیلاس نخورین s.s میگیرین[نیشخند]

عاطفه

قشنگ بود گیگیل خان اگه دوست داشتی تبادل لینک کنیم(البته من تو رو لینک کردم)[چشمک]