زل زله!

امشب 12.30 زلزله شد اندازه ی دایناسور   فکر کنم کل کوچه صدای مامانم رو شنیدن که جیغ زد امین بدو پاییییین!  خیلی جالبه من از طبقه دوم سریعتر از اونا رسیده بودم پایین! اصلا خودم تعجب کردم اون 12 تا پله رو چیجوری اومدم! حس عجیبی داره!  یه ثانیه طول میکشه مغز آدم  بفهمه قضیه چیه و سر کاری نیس! 0.02 ثانیه آدم فکر میکنه چه خاکی به سرم بریزم ؟  0.02 ثانیه هم تصمیم گیری و نمیدونم چرا اینهمه میگن موقع زلزله پناه بگیرین ولی من همش فرار رو بر قرار ترجیح میدم!!!! 
 وقتی تو شب دوم ماه مبارک این اتفاق می افته ناخودآگاه یاد صحنه ها و حرفای عجیب هم سن و سالام میافتم. قیافه هایی که با وقاحت تموم پشت فرمون سیگار میکشن و تعارف هم میکنن!  آدمایی که با تعجب میگن وااااااا  روزه ای؟!!  آدمایی که 11 ماه به کنار، حدقل این یه ماه رو هم پیشونیشون رو به مهر نمیزنن! خوبشون هم که منم که روزه رو میگیرم گشنه و تشنه میمونم ولی جلوی این چشای عینکی شیطونم رو نمیتونم بگیرم.
تو این جورلحظه هاس که وقتی سراسر وجودت رو ترس میگیره حس میکنی چقد مقابل خدا کوچیک و ضعیفی و فقط به خودت و خدای خودت فکر میکنی و میگی خدایا الان؟!  بهتره هر چند وقت فکر کنیم که اگه الانمون همین الان باشه چی داریم واسه گفتن؟؟؟؟؟؟؟؟

/ 3 نظر / 10 بازدید
سلام مهربان

سلام دوستان اگه قصد هدیه دادن شارژشون رو به کسی دارن کامنت قبلی رو بخونین در ضمن به جای 2568298 لطف کنید 8243317 رو بزنید با تشکر محمدی[گل][چشمک]

رویا

سلام سلام درست می گی دوست مهربانه من ! ما آدما دیر به صرافت می افتیم ! دیر یادمون می افته که چیزایی رو که داریمو دوست داشته باشیم ! آدمای دورو برمونو و حتی خدا رو و این در حالیه که اون هرگزه هرگز ما رو فراموش نمی کنه و ازمون غافل نمی شه [ناراحت] ما واقعا بچه های بدی برای خدا هستیم ولی اون اینقدر ماهه که بازم ما رو می بخشه و با آغوش بازش همیشه ما رو می پذیره ![بغل][گل]

رويا

سلام سلام من به روزم و منتظر جوابتون ![نیشخند][گل]