شعر های خودم قسمت اول

سلام   

 اصلا یادم نبود ما هم یه زمانی شعر میگفتیم ،(البته اگه بشه اسمشون رو شعر گذاشت)زبان واسه همین بر آن شدیم تا این شاهکار ها رو رونمایی کنیم ، ولی دونه به دونه که یهو از ذوق زیادی بلایی سرتون نیاد اینم هدیه من به شما به مناسبت عید دیروز مژه  

هر نفس
تو را میخوانم
ای آیه آرامش
همه هستی من
قلبم
هر دم
تبسم های تو را
در رگانم
میتپد
و یاد هرم نفسهایت را بی اختیار
بوسه باران می کنم  

                  امین محمدی 31/6/86

 

/ 10 نظر / 14 بازدید
دنیا

[دست][دست][دست][دست]بابا شاهکار خلقت آدم این همه زیبایی میبینه هنگ میکنه عالی بود مرسی که به فکرم بودی اومدم درد دارم اما پر روام دیگه کاریم نمیشه کرد [زبان] هستم اما خستم.....[چشمک]

شهرام بیانی

سلام [گل] نه بابا شعر قشنگیه ... یعنی من با قشنگ و عالی و این حرفا موافق نیستم .... نوشته ی با محتوائیه/پایاباشی (ئاکو)

<>ستایش<>

سلام.چه قشنگ! میبینم که قالبتو عوض کردی[نیشخند]

رونالی

سلام

سودی یشم سیاه

خوبه خوبه می تونی یه روز بشی سهراب ...نه نه امین واسه شاعر بودن اسم قشنگیه این یه تیکه قلب ما رو هم زیرو رو میکنه ((قلبم هر دم تبسم های تو را در رگانم میتپد)) منم لینکت کردم

دنیا

راستی قالب نو مبارک خیلی خوشمله [چشمک]

"عاطفه"

بابا شاعر رو نکرده بودی گیگیل خان[چشمک]

<>ستایش<>

سلام. بابا سهراب سپهری [نیشخند]بابا نیما یوشیج[نیشخند]. من آپم پیشم بیا[چشمک] راستی تبادل لینک؟؟؟[سوال]

آمیتیس

سلام جناب شاعر بزرگ. خوبی ؟؟؟ با اینکه از شعر زیاد سر در نمیارم ولی جالب بود . حالا به چه منایبتی این شعرو گفتی؟؟؟؟ زود تند سریع اعتراف کن